محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4650
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از خبر سپيد پوشيدن مردم جزيره و سر انجام كارشان در اين باب ابو هاشم ، مخلد بن محمد ، گويد : وقتى خبر قيام ابو الورد و شورش مردم قنسرين به مردم جزيره رسيد سپيد پوشيدند و پيمان شكستند و سوى حران روانه شدند . در آن وقت موسى بن كعب با سه هزار سپاه آنجا بود كه در شهر بماند و سفيد پوشان از هر جانب سوى وى روان شدند و او را با كسانى كه همراهش بودند ، محاصره كردند ، اما كارشان پراكنده بود و سرى نداشتند كه فراهمشان كند . از پى اين رخداد اسحاق بن مسلم از ارمينيه رسيد ، وى وقتى خبر هزيمت مروان را شنيده بود از آنجا روان شده بود ، مردم جزيره او را به سالارى برداشتند و مدت دو ماه موسى بن كعب را در حران محاصره كرد . گويد : ابو العباس ، ابو جعفر را با سپاهيانى كه با وى بودند و ابن هبيره را در واسط به محاصره داشتند روانه كرد كه برفت تا به قرقيسيا رسيد كه مردم آنجا سپيد پوشيده بودند و درهاى شهر را بر روى خويش بسته بودند ، آنگاه سوى شهر رقه رفت كه به همين گونه بودند و به كار بن مسلم آنجا بود . سپس از آنجا سوى حران رفت و اسحاق بن مسلم سوى رها رفت . و اين به سال صد و سى و سوم بود . موسى بن كعب نيز با كسانى كه همراه وى بودند از شهر حران در آمد و پيش ابو جعفر رفتند . به كار نيز پيش برادر خويش اسحاق بن مسلم رفت كه او را سوى جماعت ربيعه فرستاد كه به دار او ماردين بودند ، در آن وقت سالار ربيعه يكى از حروريان بود به نام بريكه ، ابو جعفر آهنگ وى كرد و با آنها تلاقى كرد كه در آنجا با وى نبردى سخت كردند كه بريكه در نبردگاه كشته شد ، سپس به كار در رها پيش برادر خود اسحاق رفت كه اسحاق وى را آنجا نهاد و با بيشتر سپاه سوى سميساء رفت و براى سپاه خويش خندق زد . ابو جعفر با جمع خويش برفت و به كار در رها با وى مقابل شد و ميانشان نبردها